هفته سلامت و معلولان ضایعه نخاعی
مسائل اجتماعي يك ضايعه نخاعي خيلي زياد است. در مورد اياب و ذهاب يك ضايعه نخاعي بايد گفت كه ماشين مناسب نداريم و بايد با آژانس رفت و آمد كنيم چرا كه اتوبوسها و وسايل نقليه براي ما مناسبسازي نشده است. چند شركت وابسته به بهزيستي هستند كه آژانسهاي ويژهاي براي معلولان در اختيار دارند اما تعداد آنها بسيار كم است و براي استفاده بايد 48 ساعت قبل هماهنگي كنيم كه اگر ماشين باشد براي 48 ساعت بعد سرويس دهد آن هم بيشتر براي درمان. اما اگر بخواهيم براي اياب و ذهاب بيرون برويم با وجود ماشينهاي گاز سوز كه صندوق عقب آنها ويلچر نميتوان قرارداد خيلي سخت است.
يك معلول ضايعه نخاعي ميگويد: مشكل اصلي ما زخم بستر است كه خيلي عذابمان ميدهد. هر جا ميرويم دارويي به ما ميدهند كه اثر آن معلوم نيست. در حال حاضر زير نظر بهزيستي هستم. براي مسكن زنان سرپرست خانوار در اولويت هستند اما سؤال من اين است كه آيا بايد ما بميريم و بعد زنان ما سرپرست خانوار شوند و از تسهيلات مسكن استفاده كنند.
وي ادامه ميدهد: ماشين اياب و ذهاب براي معلولان وجود ندارد البته بهزيستي ماشينهايي ويژه معلولان وجود دارد كه فقط در امر درمان استفاده ميشود. شهر مناسبسازي نشده است و اتوبوسها هم همين طور. براي سوارشدن در اتوبوس بايد از چند نفر كمك بگيرم.در بسياري از پيادهروها ميلههايي براي جلوگيري از ورود موتورسيكلت وجود دارد كه ورود معلولان را نيز غيرممكن ميكند.
معلول ضايعه نخاعي ديگر كه از 27 سال پيش روي ويلچر مينشيند ميگويد: زخم بستر من خوب نميشود. هر هفته 35 هزار تومان براي هزينه پانسمان ميكنم در حالي كه دريافتي من از بهزيستي 50 هزار تومان است و بقيه هزينههايم را از دختر و پسرم ميگيرم. نميدانم اگر آنها را نداشتم چه ميكردم.
رئيس انجمن حمايت از معلولان ضايع نخاعي ميگويد: نيازمند كمكهاي خيرين هستيم چرا كه به هرنسبت كمكها بيشتر شود خدمات ارائه شده بيشتر خواهد بود. مسائل اجتماعي يك ضايعه نخاعي خيلي زياد است. در مورد اياب و ذهاب يك ضايعه نخاعي بايد گفت كه ماشين مناسب نداريم و بايد با آژانس رفت و آمد كنيم چرا كه اتوبوسها و وسايل نقليه براي ما مناسبسازي نشده است. چند شركت وابسته به بهزيستي هستند كه آژانسهاي ويژهاي براي معلولان در اختيار دارند اما تعداد آنها بسيار كم است و براي استفاده بايد 48 ساعت قبل هماهنگي كنيم كه اگر ماشين باشد براي 48 ساعت بعد سرويس دهد آن هم بيشتر براي درمان. اما اگر بخواهيم براي اياب و ذهاب بيرون برويم با وجود ماشينهاي گاز سوز كه صندوق عقب آنها ويلچر نميتوان قرارداد خيلي سخت است.
وي ميافزايد: شهر نامناسب است و از خيلي از امكانات برخوردار نيستيم. يك معلول ضايعه نخاعي به عنوان يك شهروند خيلي سخت زندگي ميكند از عابر بانكها گرفته تا پاركها. چرا كه جلوي ورودي همه پاركها ميلههايي براي جلوگيري از ورود موتورسيكلتها نصب كردهاند و معلولان نميتوانند وارد شوند. بسياري از پيادهروها ميله دارند. گذشته از اينكه پل نيست و بعضي از پيادهروها هم خراب است. حتي گاهي اوقات دندانها را از دست ميدهيم به علت اينكه دندانپزشكي بدون پله پيدا نكنيم. مواردي كه حتي از افراد عادي مشكلي نداشته باشد.
اديب ميگويد: با شهرداريها از جمله شهرداري منطقه 6 ارتباط گرفتيم و رودرو صحبت كرديم اما شهردار ارجاع داد به مديريت اجتماعي آنها هم ارجاع دادند به معاونت سلامت و در آخر هم هيچ. از اتوبوسهاي شهري و مترو هم نميتوانيم استفاده كنيم. شايد يك يا 2 سينما براي ما قابل استفاده باشد.
وي اضافه ميكند: حتي خود شهرداريها به نحوي است كه نميتوانيم وارد شويم. و اگر جايي براي ورود معلولان ميگذارند شيب آن خيلي تند است و در آخر هم وعدهها در حد وعده و حرف باقي ميماند و به عمل تبديل نميشود.
اديب ادامه ميدهد: افراد عضو اين انجمن بيشتر از جنوب شهر ميآيند. پزشكي كه كار پانسمان زخم بستر را انجام ميدهد به طور رايگان حدود 7 سال است كه اينجا كار ميكند. كمكهاي خيرين بيشتر مقطعي است. 200 تا 300 نفر از معلولان تحت پوشش خيرين هستند كه مبلغ آنها هم كم است.